جک و لطیفه

جک و لطیفه

شیر فرهاد تو سينما وسط نشسته بوده داشته دایره زندگی را تماشا میکرده ،

یهو دست ميكنه تو دماغش و حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته

 نه ميتونسته بلند بشه

به بغل دستيش ميگه : آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به جان نثار

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.