جک و لطیفه
شیر فرهاد تو سينما وسط نشسته بوده داشته دایره زندگی را تماشا میکرده ،
یهو دست ميكنه تو دماغش و حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته
نه ميتونسته بلند بشه
به بغل دستيش ميگه : آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به جان نثار![]()
![]()
جک و لطیفه
شیر فرهاد تو سينما وسط نشسته بوده داشته دایره زندگی را تماشا میکرده ،
یهو دست ميكنه تو دماغش و حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته
نه ميتونسته بلند بشه
به بغل دستيش ميگه : آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به جان نثار![]()
![]()